خشكي و چه در دريا بسيار بود. راه دريايي در دست مسلمانان بود و مسيحيان در خشكي سفر ميكردند. علاوه بر اين روابط، ميان آسيا و اروپا (و آفريقاي شمالي)، رفت و آمد زيادي هم ميان چين و آسياي مركزي و هند وجود داشت. اين رفت و آمد داخلي نه مسيحي بود و نه حتي اسلامي، بلكه اگر بتوان به آن يك نام ديني داد، بودايي بود. ما اطلاعات غيرمستقيم زيادي دراين باره داريم. مثلاً كاشف نامدار روس پطر كوزيچ كوزلف (1863 ـ 1935) در ويرانههاي قراختا آثار زيادي يافت كه نشان ميداد كه آن شهر با تبت، هند و حتي ايران و همچنين با چين در ارتباط بوده است. گواه ديگر، كتيبهٴ ششزبانهاي است كه بر دروازهٴ تاريخي چويونگ كوان در گذرگاه نانكو در جادهٴ پكن به كالگان حكاكي شده است. اين كتيبه از سال 1345 است و به زبانهاي سانسكريت، تبتي، مغولي به خط فاگسپا (سيزدهم ـ 2)، اويغوري، چيني و زباني ناشناس نوشته شده است.1
سفيراني ميان چين و باختر در رفت وآمد بودند و گزارشهايي ميان پاپها و فرستادگانشان مبادله ميشد. نه تنها فرمانروايان مغول، يعني خانهاي بزرگ چين، با باختر در تماس بودند بلكه ايلخانان ايران نيز چنين پيوندهايي داشتند. نامهاي به تاريخ 1305 م/705 ه ق از اُلجايتو خدابنده (ايلخان 1304 ـ 1316 م/704 ـ 716 ه ق) به فيليپ زيبا، شاه فرانسه، در دست است و در تاريخهاي مقريزي (متوفا 1442 م/846 ه ق) گزارش كوتاهي از فرستادن سفير ((شاه)) چين با نامهاي خطاب به سلطان محمدبن قلاون وجود دارد كه در آن توضيحاتي دربارهٴ اسلام خواسته شده است.2
درمورد روابط با دربار پاپ يادداشتهاي مربوط به جوواني مونته كوروينويي و ساير فرانسيسيان، پِـرِگرينهٴ كاستللويي، آندرئوي پروجايي، اُدوريكو پوردنوني و جوواني مارينيولي را ببينيد. شخص اخير عضو هيئتي بود كه در سال 1338 از سوي بنديكتوس دوازدهم، و در پاسخ به هيئت فرستادهشده از سوي هوئي تسونگ در همان سال، به دربار امپراتور چين فرستاده شد.
2. جايگاه جغرافيا در دانش چين. نوشتههاي مكانشناسي. براي درك پيشرفت (يا عدم پيشرفت) مطالعات جغرافيايي در چين، بايد دريافت كه اين مطالعات در تاريخ سلسلهها جاي مشخص و بسيارمهمي داشت و بدان تيـ لي ميگفتند. چنين بخشي، شامل مقالهاي دربارهٴ جغرافياي تاريخي، فرهنگ جغرافيايي يا تاريخ شهرها و اطلاعات زيادي دربارهٴ هر بخش يا محل، بهويژه
1.
P. K. Kozlov: Mongolei, Amdo und die tote Stadt Chara-Choto. Die Expedition
der Russischen geographischen Gesellschaft (1907-9 وBerlin 1925). Prince R.
Bonaparte: Documents de l'epoque mongole des XIII et XIV siecles (Paris 1896
).
2. Henning (3, 133-35, 187-90, 1938) .